يك كارگر هموطن از درد و رنج حاكم بر اين طبقه شرافتمند جامعه چنين گفت:
حقوق اسفند را هنوز ندادند چه رسد به فروردين, عيدي را هم هنوز نداده اند. در مجموع حقوق 3 ماه را نداده اند. هر كسي بازنشست مي شود بايد 5 جفت كفش بخرد تا حق سنواتش تمام بشود. حق سنوات در جا به ما نمي دهند. هر دو ماهي يك 500 توماني مي دهند. كارگران بدبخت شدند, علتش هم اينه كه توليد كم است. روغن خيلي كم مي آيد براي كارخانه. كسي جرات نداره مطرح بكنه, چه اوني كه رسمي است وچه اوني كه قراردادي است. سرمايه دار پدرش رو در مي آره. بايد بروند گدايي كنند كه خرج خانه را در بياورند يا بايد بروند 100 تومان 200 تومان قرض كنند. بايد برود كرايه كشي بكند بدبختي بكشد تا اموراتش بگذرد. اونهايي كه مستاجر هستند اگر نداشته باشند بايد بيايند كف خيابان. وضع خودمان كه صفر است, بچه كه سرش نميشود كه پول نيست, غذاي ما شده سنگ پلو, الان تو كارخانه نوشابه را قطع كردند, 2 ساله ديگه نوشابه نمي دهند. يا عدس پلو است يا يخمي است, يا سالاد الويه ... من مستاجر نيستم و هر دومان حقوق بگير هستيم ولي اموراتمان نمي گذرد, تازه ما وضعمان خوب است ولي اون بدبختي كه نداره چيكار بكند. 11 ارديبهشت دوزار به كارگر مي دن. يعني كارگر را با خر عوض مي كنند ولي خر را بياوري كارگر عوض آن نمي دهند. 11 ارديبهشت چيه ديگه, 2 يا 3 سال است كه مي گذرد يك پياز هم به كارگر نداده اند. كسي هم صدايش در بيايد مي گويند ديگر راهش ندهيد. چه 11 ارديبهشتي, روي ما فشار است, قبلا گوني 50 كيلويي برنج مي دادند, تخم مرغ مي دادند, رب گوجه, همه چيز مي دادند, ول شد, يكسري مزايا بود ولي ول شد. اين وسط كارگر نيروي بازو و حمايت مملكت است, كارگر يعني مفت , كارگر مُرد.
يك دوست ديگر هموطنمان هم از وضعيت كارخانه صنايع مخابرات راه دور شيراز ميگفت :
به بازنشسته ها حق سنوات نمي دهند. كارخانه پولي ندارد كه بدهد. كارمان در حدي است كه بتوانيم خرج روزمره كارخانه را در بياوريم. كسي از نظر حقوق راضي نيست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر